سيد جعفر شهيدى

45

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )

پس از كشته شدن عثمان و حركت امير المؤمنين على ( ع ) از حجاز به عراق انصار در كوفه گرد او را گرفتند و در كنار او ايستادند ، و نبرد جمل را به سود او پايان دادند . در نبرد صفين نيز همراه او بودند « 1 » و به شاميان و قريش ميگفتند تا امروز با شما ( قريش ) بر سر تنزيل قرآن مىجنگيديم و امروز بر سر تأويل آن با شما پيكار مىكنيم . معنى اين سخن اين است كه ديروز در كنار پيغمبر بوديم و امروز در كنار پسر عموى او ايستاده‌ايم . از آن سو مردم سرزمين شام سالها بود معاويه را بفرمانروائى مىشناختند ، و چون مىديدند وى اكنون با عراقى ( رقيب ديرين آنان ) به پيكار برخاسته است براى او مىجنگيدند . و در طاعت او مىبودند . سالهاى چهل و يك تا شصت هجرى را بحقيقت بايد سال فشار بر عراق و سركوب كردن اين ايالت دانست . از برخوردهاى معاويه با سران اين منطقه كه گاه‌گاه بديدن او مىرفتند ، معلوم مىشود وى تا چه اندازه از مردم عراق ناخشنود بوده است . در حكومت معاويه سياست‌پيشگان عراق كه در نبرد صفين آنچنان فريب خوردند ، و سرانجام زبون شام گشتند مدت بيست سال در خانه‌ها خزيدند و دم در كشيدند ، اما بر خود مىپيچيدند و انتظار مىبردند تا چه وقت فرصت تازه‌اى بدست آيد . از سوى ديگر مسلمانانى كه با تربيت اسلامى بزرگ شده بودند و اعتقادى درست و نيتى خالص داشتند و به قوميت و قبيله نمىنگريستند ، يا اگر مىنگريستند تا آنجا بود كه بدين آنان خللى راه نيابد رنج مىبردند ، رنج اينان كمتر از آن گروه نبود ، چه ميديدند در دوران بيست‌ساله حكومت معاويه ، سنت پيغمبر نابود گرديد . بدعت آشكار شد . رژيم خلافت به پادشاهى موروثى مبدل گشت . حكومت بر مسلمانان به تيره‌اى رسيد كه تا توانستند با اسلام و مسلمانان پيكار كردند . فرزند نامشروع غلامى از آل ثقيف به گواهى پيرمردى مىفروش برادر معاويه خوانده شد « 2 » بر خلاف صريح قرآن جاسوسان را در ميان مردم گماردند تا نفس‌هاى آنان را بشمارند ، وفاى به عهد و سوگند منسوخ شد و حجر بن عدى را كه به دو اطمينان كامل داده بودند كشتند . با توطئه معاويه جعده دختر اشعث بن قيس كه زن امام حسن ( ع ) بود شوهر خود

--> ( 1 ) . ناگفته نماند كه در اين جنگ قبيله‌هايى از عدنانيان با على ( ع ) و قبيله‌هايى از قحطانيان با معاويه بودند . ( 2 ) . رجوع به تاريخ تحليلى اسلام ص 155 شود .